چی کار می کردين؟

 

شما اگه که يه بلاگ داشتين ...

بهش دلبسته بودين...

از نوشتن توش لذت می بردين ...توش دوست های زيادی پيدا کرده بودين ...

کسانی که بی واسطه حضور با دلهاشون آشنا شده بودين و...

و شما رو يهويی می فرستادن به جايی که دوست نداريد

 و  علاوه بر اون از چيز هايی که دوست داريدمثل بلاگتون  دور می افتادين ...

چی کار می کردين ؟

" فراموش نکنيد که گاهی توقف لازم است ٬ وگرنه پاهايمان مجروح و ذهنمان را منحرف می شود و خستگی توان جستجومان را می گيرد.

در سنت دانشگاهی به ازای هر هفت سال کار استاد بايد يک سال دور از فضای دانشگاهی باشد .

در روزگاران گذشته کشاورزان زمينشان را به هفت قطعه تقسيم و هر سال يکی از اين قطعات را بدون کاشت رها می کردند

کسی که با اراده آزاد خود توقف نکند سرانجام توسط زندگی فلج خواهد شد .

در زندگی همانند همه چيز و بيش از هر چيز  عمل و سکون به يک اندازه اهميت دارند ."

برگرفته از  کتاب دومين مکتوب

نوشته پائولو کوئليو

/ 5 نظر / 10 بازدید
بهناز

سلام علی ٬ نمی دونی چقدر از اينکه می يای و تو بلاگم می نويسی خوشحال می شم ...نمی دونی چقدر دلم می خواست خودت بودی و کار های بلاگت رو روبراه می کردی ....اميد وارم اين مدت خيلی کوتاه بشه ...و زود بگذره ...

omid

من تو دنيا يکي رو دارم اونم تو دنيا يکي رو داره من يکي رو دوست دارم اونم يکي رو دوست داره من يکي رو خيلي دوست دارم اونم يکي رو خيلي دوست داره اوني که من دوسش دارم اونه ولي اوني رو که اون دوست داره نمي دونم کيه!!!!!!! حاضري با هم تبادل لينک کنيم موفق باشي

پاییز

وبلاگ مفیدی دارید... لینکیدمتون...

zhina

سلام وبلاگ خوبی دارين اگر مايل بودين به وبلاگ من سر بزنين.ممنون.

بهناز

سلام علی جان خیلی خیلی خیلی از دیدن کامنت تو خوشحال شدم ...خیلی خوشحال ...ما رو به به یه آهنگ تو بلاگت مهمون نمی کنی؟