آهنگهای پاپ

پنجشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٥
پدر بزرگ رفت

درست 14 روز پیش

درست یک روز مانده به کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد

درست در روز تولد پدرم

درست در صبح یک پنجشنبه آفتابی

درست در موقعی که داری از خواب ناز سحرگاهی بیدار می شوی

تلفن زنگ می زند

خبر زود به گوش تو می رسد

آری، آنچه که احتمالش را می دادی ، رخ داد

 

پدر بزرگ برای همیشه رفت.رفت پیش مادربزرگ

 و پدر گريست.

 

کلمات توانایی گفتن احساست را ندارد و همین آزارت می دهد.

او رفت و راحت شد، به آرامش رسید

و چه آسوده رفت با خواب شبانگاهی و دیگر صبح چشمان خسته و بیمارش را باز نکرد.

دیگر دردی احساس نمی کرد، دیگر می توانست دوباره مثل سابق به آسانی راه برود و مسیر خانه تا مغازه را بپیماید.

 

او رفت و جای خالیش بر روی صندلی جلویی ماشین ماند، در هنگام رساندن من به ترمینال ،در عصر هر جمعه که می بایست به پایتخت می رفتم.

تنها خاطره ، تنها یاد، تنها یه مشت خاک ، یه دسته گل ، قطرات اشک و کلی رنگ مشکی روی لباسها و چادرها و روبانها به جای موند.

رفــــــتــی و از رفــتــــــن تــــو

قــلــب آیــیــنــه شــکــســتــه

تبلیغات رایگان برای حرفه شما