آهنگهای پاپ

سه‌شنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٤
روزهای سياه ما زير حجاب سپيد برف

 

دیروز دختری را دیدم که خودش را فروخت!

در میدان امام خمینی کنار ایستگاه متروی امام خمینی، دختری هم سن و سال من با لباسهایی تقریبا خوب با چشمانی غمگین و اشکبار، خودش را به چند آشغال کنار خیابان می فروخت. به آنها نگاه می کرد و بر سر قیمت تنش چانه می زد و دستانش را از شدت سرما در جیبهایش فرو کرده بود، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود....

چند جوان دستفروش کنار درب ورودی ایستگاه متروی امام خمینی که صورتهایشان هنوز سرخ بود و آب و هوای پایتخت نتوانسته بود این نشان را از آنها بگیرد، با چشمانی حریص و گرسنه و لبخندی که زردی دندانهایشان را به رخ می کشید به او نگاه می کردند و روی قیمت تنش چانه می زدند. آنها نیز از شدت سرما دستهایشان را در جیبشان فرو کرده بودند، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود....

من، من تنها ، در پیاده روی خاکستری میدان امام خمینی به سمت خوابگاه می رفتم. از دور دخترک را دیدم با کاپشنی سپید و شلوار جین آبی رنگ و پوستی سپید و دندانهای سپیدی که از شدت سرما به هم می خورد. در بعداز ظهر خاکستری و کثیف پایتخت کشور من. من ، من تنها ، فقط نگاه کردم. فقط نگاه کردم و گذشتم. من ، من تنها ، مانند بقیه رهگذاران فقط نگاه کردم و گذشتم. نگاه کردم تا او خود را بفروشد، نگاه کردم تا او روی قیمت تنش با آنها به توافق برسد. من ، من تنها ، فقط نگاه کردم!!! دریغ و درد، دریغ و درد که من هم دستانم را از شدت سرما در جیبم فرو کرده بودم، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود...

چه تلخ است این زندگی

چه دور است این انسانیت

کجاست مردانگی؟

چه شد مهربانی؟

کجا رفت پاکی؟

در کدامین کوچه تاریک گم شد شرافت آدمی؟

 

دیگر از سقف زمانه

آفتابی بر نمی تابد مرا

کلبه جانم دگر بار

روشنایی نیست

در کنار پنجره دیگر

گل اندامم نمی ماند

شهر خالی مانده بی او

آشنایی نیست...

 

سلام به همه دوستان خوبم

متاسفانه نمی تونم این هفته آهنگی براتون بذارم. واقعا نمی تونم.

نمی دونم آیا کاری از دست من بر می یومد؟ آیا اگر نیاز مالی اون دختر را برطرف می کردم تضمینی بود که فردا و فرداهای دیگه دوباره اونجا نیاد؟ آیا دیگه برای ما شرافتی باقی مانده؟ آیا انسانی دیگه پیدا نمی شه؟ آیا خدایی اون بالا هست؟ آیا خدا اون بالا هست و فقط و فقط نظاره گر ماست؟ چطور می تونه اینها رو ببینه و کاری نکنه؟ خدا، خدای تنها ، فقط نگاه کنه؟ آیا اونم از شدت سرما دستاشو تو جیبش فرو کرده؟

امروز داره برف می یاد. برف می یاد تا روی سیاهی ها رو بپوشونه، تا حجابی باشه برای تیرگی ها و تاریکی های ما و شهر ما. اما امان از وقتی که آفتاب بشه ، برفا آب بشه ، حجاب برف کنار بره، حقیقت آشکار بشه...

 

آفتابی باشيد و سبز...

****************************************************

یه سوال بی جواب از خودم!!!

امروز چهارشنبه.......امروز عید هست......عیدی که هر سال تکرار می شه و ما نیز با اون تکرار می شیم...

 

روز شنبه بود که اونو دیدم ، اما روزش چه فرقی می کنه، مگه فقط شنبه ها این اتفاق می یفته؟ مگه اتفاقی افتاده؟ مگه طوری شده؟ یه دختری خودشو فروخته ، همین! من که یه پسرم، به من چه ربطی داره؟ فقط به خاطر اینکه من این صحنه رو از نزدیک دیدم یه کم احساستم جریحه دار شد، بعد از چند روز همه چی عادی میشه، فراموش میشه، عادت میشه، فقط الکی سرمون رو تکون میدیم و میگیم : اه چه بد!!!

چه کسی میدونه بعد از اینکه من از اونجا رد شدم چه اتفاقی افتاد؟ مگه اتفاقی افتاده؟

چه کسی براش اهمیت داره بدونه چه دستایی پوست لطیف اون دختر رو لمس کرده؟ چه لبهایی کثیفی روی لبای سرخ اون قرار گرفته؟

اصلا مهم نیست کسی بدونه اون روز، اون شب، اون موقع، توی اون خونه چه اتفاقی افتاد؟

برای کی مهمه که بدونه چند نفر همزمان با اون دختر بودند؟ چند تا آشغال اون روز معصومیت اون دختر رو دریدند؟

اشکایی که اون می ریخت از خوشحالیش بود یا از درد؟

برای کسی مهم نیست تو اون لحظه ، تو اون خونه، کنار اون آشغالها، اون دختر چه احساسی داره؟

مگه اون دختر هم احساس داره؟ اگه داشت که نباید اون کارو می کرد!!!

 

اون لبهای سرخ را باید عشقی می بوسید.

عطر تن اون رو باید عشقی می بویید.

عریانی تن اون رو باید آغوش گرم عشقی می پوشوند.

گیسوان بلند و مشکی اون رو باید دست نوازشگر عشقی لمس می کرد.

در چشمان پاک و معصوم اون دختر ، باید چشمان پاک و مهربان عشقی نگاه می کرد.

حس غریبی است! روزگار غریبی است نازنین........، من خواهری ندارم و نمی دانم خواهر داشتن چه احساسی دارد و چگونه است. اما چه فرقی می کند؟ مگر باید خواهر داشت تا احساس کرد؟ مگر باید خواهری داشت تا مواظبش بود ، تا نگرانش بود، تا وقتی که دیر به خانه می آید دلمان برایش تنگ شود، تا دعایش کنیم که همیشه سلامت باشد، تا لبخندی را بر لبانش بنشانیم، تا تمام معصومیتش را در یک نگاه ببینیم.

پایتخت شهرم....کشور پایتختم......شهر میهنم...چه فرقی می کند که این کلمات پس و پیش هستند. اینجا جایی است که من ، تو و ما زندگی میکنیم. من از اینجا بدم می آید، از این شهر شلوغ ، کثیف، تاریک و خاکستری با آدمهای کوتوله ، آدمهای کوچک، آدمهایی که نظیرشون رو می تونی هر روز تو پاساژها و رستورانها و .... پیدا کنی. آدمهایی که لبخند می زنند!

امروز هنوز برف می بارد..........................می بارد اما، آرامتر و نرم تر و ریزتر

 **************************************************

 

(( وقتی تو گریه می کنی ))

امروز پنج شنبه.......

دیروز عید بود.........عید قربان............عیدی که باید تو اون قربانی کرد......هر روز ما روز قربان هست، روز قربانی کردن....روز کسانی که خودشون ، خودشون رو قربانی می کنند.....اونا گوسفند نیستند.......اونا انسانند.

 

آنها که به سر در طلب کعبه دویدند

چون عاقبه الامر به مقصود رسیدند

رفتند ، رفتند در آن خانه که بینند خدا را

بسیار بجستند خدا را و ندیدند

چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف

ناگاه ، ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند

که ای خانه پرستان ، که ای خانه پرستان

چه پرستید گل و سنگ

آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

 

این آهنگ رو تقدیم می کنم به تک تک قطره های اشک خواهرانم. به قلب شکسته اونها، اشک های پاک و مقدس، اشکهای معصومانه، اشکهای بی ادعایی که در تاریکی سرازیر می شه...اشکهایی که یک قطره از اونها می ارزه به کل زندگی من و ما....می ارزه به کل قربانی هایی که دیروز انجام شد ، کل عبادتها و حج رفتن و این تزویرها...........یک قطره از این اشکها رو به دنیایی از ثروت نمی دهم.

وقتی تو گریه می کنی.............شک می کنم به بودنم

 

Gm............................................Dm

وقتی تو گریه می کنی...............ثانیه شعله ور میشه

Dm.............................Cm.................Eb........................

گر می گیره بال نسیم...............گلخونه خاکستر می شه

Gm..............................................

وقتی تو گریه می کنی............ترانه ها بم تر می شن

Dm......................Cm..................Eb.........................

شمعدونی ها می ترسن و.........آیینه ها کمتر می شن

F...............................................Eb...........

وقتی تو گریه می کنی.............ابرای دل نازک شب

Dm...................

آبی میشن برای تو

F........................................Eb..................

ستاره ها می سوزن و.............مثل یه دسته رازقی

Gm..........................

پر پر میشن به پای تو

Cm.............................................G..

وقتی تو گریه می کنی.............غمگین میشن قناری ها

Eb

بد میشه خوندن براشون

Cm..........................................G

پروانه ها دلگیر میشن...........نقش و نگار می ریزه از

G......................Eb

رنگین کمون پراشون

Dm..........................................Bb

وقتی تو گریه می کنی............وقتی تو گریه می کنی

Gm

وقتی تو گریه می کنی

Gm...........................................Dm

وقتی تو گریه می کنی.............شک می کنم به بودنم

Dm..........................Cm...................Eb.......................

پر می شم از خالی شدن............گم میشه چیزی از تنم

Gm................................................

اسیر بی وزنی میشم................رها شده تو یک قفس

Dm..........................Cm...............Eb......................Dm

کلافه می شم از خودم.............خسته میشم از همه کس

 

وقتی تو گریه می کنی.............ابرای دل ...

 

راهنمای آکوردها :

Dm الگويش Am باره ۵

Gm الگويش Em باره ۳

Eb الگويش C باره ۳

Cm الگويش Am باره ۳

F الگويش C باره ۵

G الگويش E باره ۳

Bb الگويش E باره ۶

 

راهنمای ریتم 4/4 هشت ضربی :

برای شنیدن صدای ریتم 4/4 هشت ضربی روی اینجا کلیک کنید.

این ریتم از 8 ضرب تشکیل شده است که همگی دارای زمان مساوی چنگ می باشند و با انگشت i نواخته می شوند.

ضرب اول روی سیم های باس از بالا به پایین

ضرب دوم روی سیم های باس از پایین به بالا

ضرب سوم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب چهارم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب پنجم روی کل سیم ها از بالا به پایین به صورت آپوگادو (خفه کردن)

ضرب ششم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب هفتم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب هشتم روی سیم های زیر از پایین به بالا

*************************************

 

من به فکر خستگی های پر پرنده هام

تو بزن، تبر بزن

من به فکر غربت مسافرام

آخرین ضربه رو محکم تر بزن

آخرین ضربه رو محکم تر بزن

محکم تر بزن

تبلیغات رایگان برای حرفه شما