آهنگهای پاپ

سه‌شنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٤
به اميد ديدار

 

وداع با آهنگهای پاپ برای گیتار

هر شروعی یک پایانی دارد اما برخی اوقات این پایان به خواست ما نیست و جبر زمانه باعث جدایی می شود.

-----------------------------------------------------------------

با تشکر از آمادگی جنابعالی جهت پیوستن به نیروهای مسلح ج.ا.ا بدینوسیله محل خدمت شما به شرح زیر اعلام می گردد:

محل خدمت: وزارت دفاع

یگان آموزشی: مرکز آموزش شهید جوادنیا

تاریخ شروع آموزش: 1384/06/02 ساعت هشت صبح

آدرس: قزوین-اتوبان قزوین-تهران 35 کیلومتری قزوین- مرکز آموزش شهید جوادنیا وزارت دفاع

------------------------------------------------------------------

به همین سادگی- به سادگی فصل کودکی-پودر کیک تخم مرغی رشد !!

من همونم که یه روز........می خواستم دریا بشم.......می خواستم بزرگترین..........دریای دنیا بشم

از روزهای ابری و سرد اسفند ماه سال 82 که با گرمای وجود شما به خانه جدیدم آمدم تا روزهای داغ و تفدیده مرداد ماه 84 که با سردی جدایی باید با شما خداحافظی کنم، 18 ماه در کنار شما بودم و چه خوب بود در کنار هم بودن و گیتار زدن و آوای سرخوشی سردادن.

از عشق دو ماهی گفتیم و خواندیم عاشقم من و نواختیم اونیکه می خواستی و از غصه های جزیره ی تنها گفتیم و گفتیم با تو این تن شکسته داره کم کم جون می گیره،از قد و بالای تو رعنا گفتیم که چرا نمی رقصی، از تنهایی های مرد سرگردان شهر خواندیم.

من میگم منو شکستن......چشم فانوسمو بستن.....تو میگی خدا بزرگه.....ماه امیده به شب من.........

گفتیم از زلالی و پاکی آیینه ها و از آزمون کارشناسی ارشد و درس خوندن تا نیمه های شب و از دوست دارم ها و از دنیا، از فرهاد و سیما و نامردی ها،از غریبی که آشنا می نمود با اسب سپید مهربونی.

نمی دونم که چی گفتم تو شنیدی.....چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی.....

از پرستوهای خسته و سرزمین پاکی گفتیم از جمعه های سیاه هر هفته و از آوازه خوان مردم پاک که در کنار دو پنجره آواز می خواند.

صدایم کن صدایم کن........صدای تو ترانه س...........نفس های تو در گوشم........کلامی عاشقانه س........

از پروانه ی من فریدون فروغی تا سلطان قلبها و از خواب عارف و پیچک ابی و از وقتی که چشمای تو هوای گریه داشت.

ای که بی تو خودمو...تک و تنها می بینم...........هر جا که پا می ذارم...تو رو اونجا می بینم..........

از یاری که در گیسویش دل من خانه داشت و از گنجشکای خونه که منتظرت بودند تا براشون دونه بپاشی.

من و گنجشکا می میریم.............تو اگه خونه نباشی..........

از نامه ای که مهر آن بوسه ام بود و از بلندی موی سیاه یارم که شب یلدا رو به یادم می یاره.از خدای آسمونها که باید به فریاد دل عاشق ما جوون ها برسد که نمی رسد، تا با تو بودن های آریان.از سیاه چشمون بلند بالا، از لیلا و لیلا

ز دست دیده و دل هر دو فریاد........که هرچه دیده بینه، دل کنه یاد............

از کولی که به نادرویشی ها با چشمای تر می خندید و از خواب جان مریم که هر صبح به صحرا می رفت.

باز دوباره صبح شد......من هنوز بیدارم...........کاش می خوابیدم.......تو رو خواب می دیدم......................امان از بیداری، امان از بیداری.امان از الهه نازی که به غمش دل بستم.........این همه بی وفایی ندارد ثمر.......به خدا اگر از من نگیری خبر........نیابی اثرم.

با شادمهر در میان آتیش بازی چشمای تو قدم زدیم تا بدانی که معنی عشق را بلدیم.......با تو چه سبز و روشنم.......بی تو محاله زندگی

گفتند و شنیدیم و همه پا در آوردیم............رفتیم و رسیدیم به این شوق که بردیم

ما بود و نبودو دست نابودی سپردیم...........یک سیلی جانانه در این حادثه خوردیم

---------------------------------------------------------------

دو راه پیش روی من است:

1-وقتی اسامی قبول شدگان کنکور کارشناسی ارشد اعلام می شود، اسم من نیز در روزنامه باشد.(در این حالت من دوباره برمیگردم به خونه)

2-اسم من در روزنامه نباشد.(در این صورت من در پادگان باقی می مانم و 21 ماه دیگر برمی گردم و در ایام مرخصی وبلاگ را به روز می کنم)

امیدوارم همان حالت اول پیش آید.

در ایامی که نیستم دوست خوبم بهناز خانم زحمت می کشند و با نوشته های خوبشون وبلاگ منو به روز می کنند.امیدوارم که از نوشته های ایشون لذت ببرید.

------------------------------------------------------------------

ناخونای دست راستمو می گیرم، سیم های گیتارم رو یکی یکی شل می کنم، آخرین بوسه رو بر گیتارم می زنم و اونو توی کیسش می زارم و درشو می بندم.

می روم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم...............گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم.............برکلام ناهماهنگ جدایی خط کشم..........در سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم........................گر بمانم یا نمانم.........بنده پیر زمانم

 

زندگی یعنی مبارزه و من در این مبارزه هرگز تسلیم نخواهم شد.

برام دعا کنید.

تبلیغات رایگان برای حرفه شما