آهنگهای پاپ

پنجشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٥
پيچک - ابی

سلام به همه دوستان خوبم

برای این هفته آهنگی زیبا از ابــی به نام پیچک رو براتون می ذارم. این آهنگ رو با ریتم 4/4 راک بزنید.همچنین برای توضیحات بیشتر و دیدن شکل ریتم و ملودی آهنگ می تونید به صفحه 76 کتاب آهنگهای پاپ برای گیتار کلاسیک از انتشارات سرود مراجعه کنید.

برای شنیدن صدای این ریتم روی اینجا کلیک کنید.(rm)

ebi

Am.............E7...............E..................Dm.....................A.............Am

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله............دل اسیره آرزوهای محاله

Am...........E7...............E....................Dm.................A......................

غبار پشت شیشه میگه رفتی...........ولی هنوز دلم باور نداره

Am................G......................................Am.....................G.....

( حالا ، راهه تو دوره.............................دل من چه صبوره

Am.........................G..............................F................G....................

کاشکی بودی و می دیدی.................زندگیم چه سوت و کوره )2

Am.......................G............................................Am......................A#

آسمون از غم دوریت.........................داره روز و شب می باره

Am...................G........................................Am...............A#.....

دیگه تو ذهن خیابون..........................منو تنها جا می ذاره

Am................................................................A#..........................C

خاطرت، مثل یه پیچک.....................می پیچه رو تن خسته م

Am.........................Gm.............................Am..........................A#

دیگه حرفی که ندارم......................( دل به خلوت تو بستم )2

 

راهنمای آکوردها :

G الگویش E باره 3

F الگویش E باره 1

A# الگویش A باره 1

Gm الگویش Em باره 3

بقیه آکوردها به صورت سردسته(بدون باره) هستند.

راهنمای ریتم 4/4 راک :

این ریتم از هفت ضرب تشکیل شده است که همگی را با انگشت i می زنید.

ضرب اول روی سیم های باس از بالا به پایین با زمان سیاه

ضرب دوم روی کل سیم ها از بالا به پایین همراه با آپوگادو(خفه کردن) با زمان چنگ

ضرب سوم روی سیم های زیر از پایین به بالا با زمان چنگ

ضرب چهارم سکوت با زمان چنگ

ضرب پنجم روی سیم های زیر از پایین به بالا با زمان چنگ

ضرب ششم روی کل سیم ها از بالا به پایین همراه با آپوگادو (خفه کردن) با زمان چنگ

ضرب هفتم روی سیم های زیر از پایین به بالا با زمان چنگ

همیشه موفق و پیروز باشید.

*************************

این هم یه سری آهنگ جدید که دوست خوبم کمیل برام فرستاده بود و من هم تو وبلاگ می ذارمش.
عاشق شدم 4/4
 
[Bm]عاشق شدم کاش ندونه[A]دست دلم را نخونه
 
[G]اگه بدونه میدو[A]نم دیگه بامن[G] نمی[F#m]مونه
 
[Bm]اون که دلش پیش من گی[A]ره......[G]اگه بدونه میذاره می[F#m]ره
 
[Bm]اگه بدونه دیونم کر[A]ده...... میره و دیگه [G]بر نمی گر[F#m]ده
 
[Bm]عاشق شدم کاش ندونه[A]دست دلم را نخونه
 
[G]اگه بدونه میدو[A]نم دیگه بامن[G] نمی[F#m]مونه
 
[Bm]عاشق شدم دل واپسم[A] گرفته راه نفسم
 
[G]دلهره دارم که به[A]ش......میرسم یا[Bm]نمی رسم
 
[Bm]چشمای اون سر به سرم میذا[A]ره……دست از سر من بر نمیدا[Bm]ره 
 
داره بلا سرم میا[A]ره……اما خو[G]دش خبر ندا[F#m]ره
 
[Bm]دستام اگر که رو بشه[A] دلم بی آبرو بشه[G] راز مگو بگو بش[A]ه... 
 
 
 
تنگ غروب 8/6
 
[Em]تنگ غروب[D] هوای تو[Em] تنگ غروب [D]صدای تو
 
تنگ غروب [C]را افتادم[D]دنبال رد[Em]دپای تو
 
[Em]همه جا را گشتم از[Am] تو...... [D]رد پایی نیست که نیست
 
هیچ کجایی یه نشو[G]نی......[D]نه صدایی[Em] نیست که نیست
 
[Em]چشام براهه جاده هاس[D]سواره ها پیاده ها
 
[C]میرفتن و میومدن اما نبو[Em]دن مال من
 
[Em]همه جا را گشتم از[Am] تو...... [D]رد پایی نیست که نیست
 
هیچ کجایی یه نشو[G]نی......[D]نه صدایی[Em] نیست که نیست
 
[Em]از همه جا رفته بودی[Am]...... [Em]بی اعتنا [D]رفته بودی
 
من موندم و خیابونا......[C]پرسه ز[D]دم[Em]تو میدونا
 
[Em]به هر کسی[D] میرسیدم[Em] نشونیتو [D]میپرسیدم
 
 تو کوچه ها [C]و خونه ها [D]بودم مثل [C]دیونه ها
 
[C]عکس تو از دور میدیدم دنبال تو میدویدم
 
[C]میر[D]سیدم [Em]جات خالی بود...... [D]سایه ی تو [Em]خیالی بود
 
همه جا ....
 
 
 
امشب میمرم 4/4
 
[Cm]یه عاشق ... [Ab] بی قایق ... تو دری[Bb]ا ... [Ab]...[Gm]
 
[Cm]چشماشو ... [Ab]می بنده ... تو روی[Bb]ا ... [Ab]... [Gm]
 
[Cm]من عاشق ... [Ab]بی قایق ... [Gm]تو دریا......میمیرم 
 
[Cm]چشمامو ... [Ab] میبندم ... بی روی[Bb]ا ... [Eb] می  [Bb]می [Gm] رم
 
[Cm]میرمو میمیرم آسوده میشم از[Ab] عشق ... میر[Cm]مو ... میمی[Bb]رم ... [Ab]... [Gm]
 
[Cm]جشن تولد مرگمو برای [Ab]تو ، زیر[Cm] آب ... میگی[Bb]رم ... [Ab] ... [Gm]
 
***
[Cm]یه زیبا ... [Bb]نگاهش... [Ab]به موجا ... [Gm] ...
 
[Cm]یه عاشق ... [Bb] بی ساحل ... [Ab]تو دریا ... [Gm] ...
 
[Cm]پریا... [Ab]ی دریا ... [Gm]من امشب ... میمیرم
 
[C]از عشق... [Ab]یه زیبا ... [Gm]من امشب ... [Ab]می [Bb]می [Cm]رم
 
[Cm]میرمو میمیرم آسوده میشم از[Ab] عشق ... میر[Cm]مو ... میمی[Bb]رم ... [Ab]... [Gm]
 
[Cm]جشن تولد مرگمو برای [Ab]تو ، زیر[Cm] آب ... میگی[Bb]رم ... [Ab] ... [Gm]
 
[Cm]یه عاشق
 
[Dm]من عاشق ... [Bb]بی قایق ... [C]تو دریا ... [Bb] ... [A]
 
[Dm]چشمامو ... [Bb]میبندم ... [C]بی رویا ... [Bb] ...    [A]
 
[Dm]یه زیبا نگاشو [Gm] چه آ ... روم ... [C] بموجا ... [Am] میدوزه
 
[D] یه عاشق بی ساحل[Bb]  چه تنها ... [C] تو دریا ... [Dm] می [C] سوزه
 
[Dm]میرمو میمیرم آسوده میشم از [Bb] عشق ... میر [Dm]مو ... میمی [C] رم
 
[Dm]جشن تولد مرگمو برای [Bb] تو ...... زیر [Dm] آب ......میگی [C] رم

*************************

تبلیغات :

تدریس خصوصی و تضمینی گیتار پاپ

با بیش از 10 سال سابقه تدریس

(سهیل) 09126819258

*************************

جمعه ۱٦ تیر ،۱۳۸٥
سالروز

 

هــــــــــــــــــرگز نـــــرود از يـــــــاد...

 

 

 

بخون وقتی که خوندن معصيت داره

 

۱۸ تـــــــيــــر

پنجشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٥
زبان جهانی

کیمیاگر - پائولو کوئیلو ص90

قصه یک چوپان اسپانیایی که رویای گنجی را می بیند و گوسفندانش را رها می کند و به جستجوی رویاییش به مصر و صحرای سوزان می آید و در طی این مراحل سفر آبدیده و خالص می شود و زبان نشانه ها و زبان جهان را می آموزد. برای رسیدن به محل گنج در اهرام ثلاثه با کاروانی راهی صحرا می شود و در این کاروان با مرد کیمیاگری آشنا می شود که به دنبال استاد کیمیاگری در دل صحرا آمده است. بین قبایل صحرا نشین جنگ در می گیرد و کاروان مجبور می شود که در واحه ای بزرگ توقف کنند...

******************************************

آنوقت یک دختر جوان که لباس سیاه نپوشیده بود از راه رسید. یک کوزه روی دوش داشت و شالی روی سرش انداخته بود ولی چهره اش دیده می شد. مرد جوان به سوی او رفت تا درباره کیمیاگر سوال کند.

گویی زمان متوقف شد و روح جهان با همه قدرت در برابر پسر جوان نمایان شد.

هنگامی که چشمان سیاه و لبان زیبای او را دید که بین لبخند و سکوت مردد بودند، اساسی ترین و استادانه ترین بخش زبانی را که دنیا به آن سخن می گفت، درک کرد، زبانی که همه موجودات زمینی، با قلبشان آن را می شنوند و نام آن عشق بود: چیزی قدیمی تر از انسان و صحرا که قدرت خود را نشان می داد، وقتی که دو نگاه با هم تلاقی می کردند، همانطور که آن دو نگاه در کنار یک چاه به هم برخوردند. سرانجام لبها به لبخند گشوده شدند و این یک نشانه بود، نشانه ای که مرد جوان بی آنکه بداند، همه عمر در انتظار آن بود. نشانه ای که در کتابها، نزد گوسفندان، در بلورها و در سکوت صحرا به دنبال آن می گشت.

این زبان خالص جهان بود بدون هیچ توضیحی، زیراکه جهان برای ادامه راهش در این فضای بیکران نیاز به توضیح ندارد، آنچه می فهمید این بود که در برابر زن زندگی خویش قرار دارد و بدون لزوم سخنی آن دختر هم این را می دانست. بیش از هر چیزی در جهان از این موضوع اطمینان داشت حتی اگر والدینش و والدین آنها همیشه گفته بودند که برای ازدواج باید اول پول کافی داشت، بعد به خواستگاری رفت، نامزد شد و با هم معاشرت کرد. کسی این حرف را می توانست بزند که هیچ اطلاعی از زبان جهانی نداشته باشد. چون کسی که در آن زبان غوطه ور است می داند که در دنیا همواره کسی هست که انتظار دیگری را می کشد، چه در وسط صحرا و چه در قلب یک شهر بزرگ. و وقتی این دو نفر با هم روبرو می شوند و نگاهشان به هم می خورد، همه گذشته ها و آینده ها اهمیت خود را از دست می دهد و تنها آن لحظه وجود دارد و این یقین باور نکردنی که همه چیز زیر این آسمان کبود توسط دستی واحد رقم خورده است. دستی که عشق می آفریند، و روحی آشنا برای هر کسی که کار می کند، استراحت می کند، یا زیر نور خورشید، در جستجوی گنج به سویی میرود وجود دارد. اگر جز این بود رویاهای انسانها هیچ معنا و مفهومی نداشت. به خود گفت : مکتوب...

 

دختر کوزه اش را پر کرد و رفت. مرد جوان مدت مدید در کنار چاه نشست و به خاطر آورد که روزی باد شرق عطر این زن را به سوی او آورده بود، گویی او را دوست می داشت پیش از آنکه بداند وجود دارد. عشقی که به او احساس می کرد او را وا می داشت تا همه اسرار جهان را کشف کند.

*************************************

نکته : من از اسمهای عربی به جز چند مورد خاص خوشم نمی یاد گر چه اسم خودم هم عربی است اما با خواندن این کتاب و این صفحه ها به طور ناخودآگاه از نام فاطمه که نام این دختر صحرا نشین بود خوشم اومد. چون با تمامی آن چیزهایی که قبلا در این باره شنیده بودم متفاوت بود و البته او عاشق نیز بود، یه عشق واقعی و ناب.

 

همواره پایدار همچون خورشید باشید.

تبلیغات رایگان برای حرفه شما