آهنگهای پاپ

سه‌شنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٤
گل يخ - کوروش يغمايی

 

با سلام به همه دوستان خوبم

این دو ماهی که نبودم زحمت به روز کردن وبلاگم بر عهده دوست گلم بهناز خانوم بود، کسی که کمی آن طرفتر خانه داشت، همسایه ام بود و گاهی اینجا می نوشت. واقعا دستشون درد نکنه، خیلی زحمت کشیدن، با این همه مشغله ای که داشتن مطالب زیبایی رو تو وبلاگم می گذاشتند.از همین جا از تمامی زحمات ایشون تشکر می کنم و امیدوارم که روزی بتونم این لطفشون رو جبران کنم.

فعلا تا دوم آبان مرخصی دارم-بعد هم باید ببینم که کجا تقسیم می شوم.امیدوارم که همین نزدیکی ها باشه تا بتونم باز هم با شما خوبان باشم.

------------------------------------------------------------------------

یه خبر خوب ! یکی از دوستان خوبم به نام پوریا یه انجمن گیتاریست ها درست کرده برای اینکه دوستانی که گیتار میزنن بتونن به هم نزدیک بشن و تبادل نظر داشته باشن.برای دیدن توضیحات بیشتر می تونید به وبلاگ دونوازان مراجعه کنید و عضو بشید.در ضمن دوستانی که شعر هم می گویند می توانند به این انجمن مراجعه کنند.

------------------------------------------------------------------------

خب برای این بار آهنگ زیبا و خاطره انگیز گل یخ از کوروش یغمایی رو براتون می ذارم.این آهنگ رو با ریتم 4/4 ساده که در پایین توضیح دادم بزنید.در ضمن این آهنگ رو به طور کامل همراه با شکل ریتم در صفحه 46 کتاب آهنگهای پاپ برای گیتار کلاسیک و به همراه پنجاه آهنگ ایرانی دیگه میتونید مشاهده کنید.

برای شنیدن صدای ریتم 4/4 ساده روی اینجا کلیک کنید.

این آهنگ زیبا رو تقدیم می کنم به بهناز خانوم گل

 

Am.....Dm...........................G....................Am

غم میون دو تا چشمون قشنگت......... لونه کرده

Am.....Dm.............................G........................

شب تو موهای سیاهت.................... خونه کرده

E..............Dm..................F......................E

دو تا چشمون سیاهت......... مثه شبهای منه

E.........Dm.......................F.......................

سیاهیهای دو چشمت.......... مثه لبهای منه

Am.........A#.......................Am..............Em..........Am

وقتی بغض از مژه هات پایین می یاد....... بارون می شه

E.............F...............G.................

سیل غم آبادیمو.......... ویرونه کرده

Am......A#................Am.................Em........Am

وقتی با من می مونی، تنهاییمو............ باد می بره

E..............F................G....................

دو تا چشمام بارونه......... شبونه کرده

E..........F......................G..........................F.........................

بهار از دستای من پر زد و رفت.......گل یخ توی دلم جوونه کرده

G.............................F...........................

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می گیرم

E..........F...............................

اه شکوفه، توی این زمونه کرده

E...............Dm................F................Am

چی بخونم، جوونیم رفت و صدام رفته دیگه

E...........F...........G............

گل یخ توی دلم جوونه کرده

 

راهنمای آکوردها:

Am الگویش Em باره 5

G الگویش E باره 3

Dm الگویش Am باره 5

E بدون باره

F الگویش E باره 1

A# الگویش A باره 1

Em بدون باره

 

راهنمای ریتم 4/4 ساده :

این ریتم از 4 ضرب تشکیل شده با زمان های مساوی سیاه

ضرب اول روی سیم های باس با انگشت شست p به صورت نت پایه

ضرب دوم روی سیم های زیر از بالا به پایین با انگشتان i و m به طور همزمان

ضرب سوم روی سیم های زیر از بالا به پایین با انگشتان i و m به طور همزمان

ضرب چهارم روی سیم های زیر از بالا به پایین با انگشتان i و m به طور همزمان

 

امیدوارم که از نواختن این آهنگ زیبا لذت ببرید.

منظر انتقادات و نظرات شما هستم.

سالم و شاد و موفق و سربلند باشید.

 

پنجشنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٤
برای اوست که زنده ام - پاواروتی

تقديم به بهناز خانم گل

می دانی.....از لحظه ای که او را دیدم...گویی تنها برای اوست که زندگی می کنم.........به خاطر نمی آورم چگونه........اما می دانم که به درونم راه یافت و همانجا ماند............برای اوست که زندگی میکنم...........هم او که روحم را با قدرت متاثر می سازد.........برای اوست که زندگی میکنم.........و این باری بر دوشم نیست...................................

همواره برای اوست که زندگی میکنم............او که مرا رنج می دهد.......و او که لطیف و مهربان است.......او که از ورای عشق در آسمان اتاقمان رنگین کمانی رسم می کند............او موسیقی است و برخی روزها که قلبم از درد سنگین می شود تنها یاریگری است که به فریادم می رسد.........الهه ای است که ما را دعوت می کند........همیشه در من زنده است.......با اوست که مرگ فرسنگها دور می گردد..........و من برای اوست که زندگی میکنم.............روز به روز برای اوست که زندگی میکنم...........آن هنگام که عهد و پیمانش را در درونم کشف نمودم..........زیباترین داستان عاشقانه من رقم زده شد.......و او چون انفجاری است که هرگز آسیب نمی رساند..........................

برای اوست که زنده ام.....می دانم که مرا آواره شهرها نموده است........می دانم که کمی زجر خواهد کشید...........اما خوشحالم که به خاطرش زنده ام..........................بدون او از دست رفته ام...........تنها برای او زنده ام.........در غم هایم او را صدا می زنم........در پیچش صدایم برای اوست که زنده ام...........صدایی که اوج می گیرد و عشق می زاید......................................برای اوست که زنده ام.........هیچ چیز دیگری ندارم..........و چه بسیار کسان دیگری را می بینم که بر چهره این پیام را دارند..........برای اوست که زنده ام.........................................

برای اوست که زندگی میکنم.......چه در یک شاه نشین و چه مقابل یک دیوار......و چه در هجوم فرداها...........می دانم که زنده خواهم ماند.....همچون یک باطل.........اما بازیگر اصلی همواره او باقی خواهد ماند..........................................

برای اوست که زنده ام........چرا که راه دیگری پیش رویم نیست.......چرا که موسیقی آن چیزی است که هرگز ترکش نکردم...........او موسیقی است............او بال پرواز دارد........او کلید آسمان است و درهای آفتاب را به رویمان می گشاید........برای اوست که زنده ام........برای اوست که زنده ام..........برای موسیقی.....برای اوست که زنده ام........او که یکتاست........برای اوست که زنده ام........برای اوست که زنده ام........

(vivo per lei from pavarotti)

شنبه ٩ مهر ،۱۳۸٤
چی کار می کردين؟

 

شما اگه که يه بلاگ داشتين ...

بهش دلبسته بودين...

از نوشتن توش لذت می بردين ...توش دوست های زيادی پيدا کرده بودين ...

کسانی که بی واسطه حضور با دلهاشون آشنا شده بودين و...

و شما رو يهويی می فرستادن به جايی که دوست نداريد

 و  علاوه بر اون از چيز هايی که دوست داريدمثل بلاگتون  دور می افتادين ...

چی کار می کردين ؟

" فراموش نکنيد که گاهی توقف لازم است ٬ وگرنه پاهايمان مجروح و ذهنمان را منحرف می شود و خستگی توان جستجومان را می گيرد.

در سنت دانشگاهی به ازای هر هفت سال کار استاد بايد يک سال دور از فضای دانشگاهی باشد .

در روزگاران گذشته کشاورزان زمينشان را به هفت قطعه تقسيم و هر سال يکی از اين قطعات را بدون کاشت رها می کردند

کسی که با اراده آزاد خود توقف نکند سرانجام توسط زندگی فلج خواهد شد .

در زندگی همانند همه چيز و بيش از هر چيز  عمل و سکون به يک اندازه اهميت دارند ."

برگرفته از  کتاب دومين مکتوب

نوشته پائولو کوئليو

تبلیغات رایگان برای حرفه شما