آهنگهای پاپ

جمعه ۳٠ دی ،۱۳۸٤
موسيقی برای همه

 

با سلام به همه دوستان خوبم

این هفته ، به خاطر برگزاری جشنواره موسیقی فجر رفتم و دو تا از اجراها رو دیدم. اولیش در روز شنبه اجرای گروه کیتونها از ایتالیا بود.موسیقی اونها به وسیله بشکه ،بطری، ماهیتابه، تکه های مختلف چوب و درب شیشه سس و طبل های مختلف اجرا می شد.سالن تقریبا پر شده بود اما بالکن های طبقات کاملا خالی بود.اجراهای خوبی داشتند و برای تماشاچیان نیز این نوع اجرای موسیقی کاملا جذاب بود.

دومین اجرایی که دیدم روز سه شنبه ارکستر سمفونیک تهران بود که با همکاری گروه کر ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر کودکان پارس برگزار شد که رهبری این ارکسترها را آقای لوریس چکناوریان بر عهده داشت. من بلیط گیر نیاوردم اما در ساعت برگزاری کنسرت بالاخره یه نفر رو پیدا کردم که می خواست یکی از بلیط های اضافیش رو بفروشه و من هم معطل نکردم و خریدم.خیلی شلوغ بود و تقریبا همه اومده بودند از هر سن و سالی تو جمعیت می شد دید. بلیطی که من خریدم بالکن طبقه سوم بود به صورت سرپایی(بدون صندلی) اما همین هم غنیمت بود .تمام سالن و بالکن ها پر از جمعیت بود و جای سوزت انداختن نبود.

شروع اجرا با رقص لزگی از باله گایانه که یه آهنگ با ریتم تند و شاد بود، شروع شد که همه رو سر شوق آورد.بعد هم در ادامه دو تابلوی ایرانی، رقص مجار شماره 5، سه قطعه از اپرای کارمن، سه قطعه از سوئیت عاشقانه، راسپودی ایرانی و در انتها سوئیت ایران زمین کاری از دکتر حسن ریاحی.

از نکات منفی این بود که برخی تماشاگران در هنگام اجرای قطعات شروع به صحبت کردن و توضیح دادن به همدیگر می کردند و برخی دیگر هم از ابتدا تا انتهای کنسرت مدام در حال حرکت و رفتن از این بالکن به آن بالکن و باز و بسته کردن دربها با صدای بلند می کردند.عده ای نیز با گوشی های موبایل خود به طور کامل کنسرت را ظبط کردند که احتمالا تا چندی دیگر روی سی دی هایی به بازار می یاد.

از کنار همه اینها که بگذریم خود کنسرت آنقدرها جذابیت داشت که همه این موارد را می شد تحمل کرد و از اجرای قطعات لذت برد. آخرین قطعه ای که اجرا شد قطعه بنی آدم اعضای یکدیگرند که با همراهی گروهای کر کودکان و بعد گروه کر ارکستر اجرا گردید. کودکان گروه کر پارس با لباسهای یکدست و پرچم کشورهای مختلف جهان رو سن آمده بودند که در پشت سر آنها در دو ردیف گروه کر خود ارکستر حضور داشتند. بعد از اتمام این قطعه ناگهان آقای چکناوریان رو به جمعیت کرد و خواستار هم خوانی تماشاچیان با گروه کر ارکستر شد.شعر جهانی سعدی شیرازی که بر بالای درب سازمان ملل نقش بسته است با صدای جمعیت حاضر در تالار طنین انداز شد. لوریس چکناوریان رو به جمعیت کرده بود و هم خوانی مردم را رهبری می کرد.

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهد آدمی

 

بعد از اتمام این قطعه با تشویق های زیاد مردم ، گروه مجبور شد که برای بار سوم این آهنگ زیبا رو اجرا کند.وقتی به بيرون سالن رفتيم در کنار درب ورودی کنار گيشه ها دو پسر بچه با آکاردئون آهنگ سلطان قلبها رو می خوندند و در کنار اونها هم يک نفر روی ويلچر داشت دو تار می زد.

شب خوب و خاطره انگیزی بود، جای همتون خالی!

********************************************************

براي امروز به درخواست دوست خوب و عزیزم خانم دابی آهنگ غريب آشنا از خانم گوگوش رو براتون انتخاب كردم.اين آهنگ رو با ريتم 2/4 رومبا كه در پايين توضيح دادم بزنيد.همچنين اين آهنگ رو به طور كامل همراه با آكوردها و شكل ريتم و زمانبندي مي توانيد در كتاب آهنگهاي پاپ براي گيتار كلاسيك در صفحه 38 مشاهده كنيد.

براي شنيدن صداي ريتم 2/4 اينجا رو كليك كنيد.

Bm.................Am...............C.................Em................Bm7...........Bm

تو از شهر غريب بي نشوني اومدي..................تو با اسب سپيد مهربوني اومدي

Bm...........Am..............C..........................Em.................................Bm7

تو از دشتاي دور و جاده هاي پر غبار............براي هم صدايي.هم زبوني اومدي

F#................G.................F#...............Bm...............................G........

تو از راه مي رسي. پر از گرد و غبار................تمومه انتظار. مي ياد همرات بهار

F#..........Em......F#.............G.........................Bm...........G...........Bm

چه خوبه ديدنت. چه خوبه موندنت...........چه خوبه پاك كنم. غبارو از تنت

G..........................................................A................Bm

غريب آشنا. دوست دارم بيا......................... منو همرات ببر. به شهر قصه ها

F#.............................Em.........

بگير دست منو...........تو اون دستا

G.....................................................A....................................Bm

چه خوبه سقفمون. يكي باشه با هم.............بمونم منتظر تا برگردي پيشم

F#....................Em..........

تو زندونم با تو...........من آزادم

.....Bm7..........Bm

تو از شهر غريب.......

G.................................................A................Bm

غريب آشنا. دوست دارم بيا......................مي شينم مي شمرم. روزا و لحظه ها

F#........................Em............

تا برگردي بياي............ بازم اينجا

G..........................................................A...............................Bm

چه خوبه سقفمون. يكي باشه با هم.........بمونم منتظر. تا برگردي پيشم

F#...................Em............

تو زندونم با تو............من آزادم

 

راهنماي آكوردها :

Bm الگويش Am باره 2

C الگويش A باره 3

Am الگويش Em باره 5

F# الگويش E باره 2

 

راهنماي ريتم 2/4 رومبا:

ضرب اول روي سيم هاي باس از بالا به پايين

اين ريتم از 8 ضرب تشكيل شده كه همه ضربات داراي زمان دولا چنگ مي باشند و با انگشت i نواخته مي شوند.

ضرب دوم روي سيم هاي باس از پايين به بالا

ضرب سوم روي سيم هاي زير از بالا به پايين

ضرب چهارم روي سيم هاي زير از پايين به بالا

ضرب پنجم سكوت دولا چنگ

ضرب ششم روي سيم هاي زير از پايين به بالا

ضرب هفتم روي سيم هاي زير از بالا به پايين

ضرب هشتم روي سيم هاي زير از پايين به بالا

 

همگي موفق و شاداب باشيد.

سه‌شنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٤
روزهای سياه ما زير حجاب سپيد برف

 

دیروز دختری را دیدم که خودش را فروخت!

در میدان امام خمینی کنار ایستگاه متروی امام خمینی، دختری هم سن و سال من با لباسهایی تقریبا خوب با چشمانی غمگین و اشکبار، خودش را به چند آشغال کنار خیابان می فروخت. به آنها نگاه می کرد و بر سر قیمت تنش چانه می زد و دستانش را از شدت سرما در جیبهایش فرو کرده بود، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود....

چند جوان دستفروش کنار درب ورودی ایستگاه متروی امام خمینی که صورتهایشان هنوز سرخ بود و آب و هوای پایتخت نتوانسته بود این نشان را از آنها بگیرد، با چشمانی حریص و گرسنه و لبخندی که زردی دندانهایشان را به رخ می کشید به او نگاه می کردند و روی قیمت تنش چانه می زدند. آنها نیز از شدت سرما دستهایشان را در جیبشان فرو کرده بودند، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود....

من، من تنها ، در پیاده روی خاکستری میدان امام خمینی به سمت خوابگاه می رفتم. از دور دخترک را دیدم با کاپشنی سپید و شلوار جین آبی رنگ و پوستی سپید و دندانهای سپیدی که از شدت سرما به هم می خورد. در بعداز ظهر خاکستری و کثیف پایتخت کشور من. من ، من تنها ، فقط نگاه کردم. فقط نگاه کردم و گذشتم. من ، من تنها ، مانند بقیه رهگذاران فقط نگاه کردم و گذشتم. نگاه کردم تا او خود را بفروشد، نگاه کردم تا او روی قیمت تنش با آنها به توافق برسد. من ، من تنها ، فقط نگاه کردم!!! دریغ و درد، دریغ و درد که من هم دستانم را از شدت سرما در جیبم فرو کرده بودم، آخه بعدازظهر یه روز سرد زمستانی بود...

چه تلخ است این زندگی

چه دور است این انسانیت

کجاست مردانگی؟

چه شد مهربانی؟

کجا رفت پاکی؟

در کدامین کوچه تاریک گم شد شرافت آدمی؟

 

دیگر از سقف زمانه

آفتابی بر نمی تابد مرا

کلبه جانم دگر بار

روشنایی نیست

در کنار پنجره دیگر

گل اندامم نمی ماند

شهر خالی مانده بی او

آشنایی نیست...

 

سلام به همه دوستان خوبم

متاسفانه نمی تونم این هفته آهنگی براتون بذارم. واقعا نمی تونم.

نمی دونم آیا کاری از دست من بر می یومد؟ آیا اگر نیاز مالی اون دختر را برطرف می کردم تضمینی بود که فردا و فرداهای دیگه دوباره اونجا نیاد؟ آیا دیگه برای ما شرافتی باقی مانده؟ آیا انسانی دیگه پیدا نمی شه؟ آیا خدایی اون بالا هست؟ آیا خدا اون بالا هست و فقط و فقط نظاره گر ماست؟ چطور می تونه اینها رو ببینه و کاری نکنه؟ خدا، خدای تنها ، فقط نگاه کنه؟ آیا اونم از شدت سرما دستاشو تو جیبش فرو کرده؟

امروز داره برف می یاد. برف می یاد تا روی سیاهی ها رو بپوشونه، تا حجابی باشه برای تیرگی ها و تاریکی های ما و شهر ما. اما امان از وقتی که آفتاب بشه ، برفا آب بشه ، حجاب برف کنار بره، حقیقت آشکار بشه...

 

آفتابی باشيد و سبز...

****************************************************

یه سوال بی جواب از خودم!!!

امروز چهارشنبه.......امروز عید هست......عیدی که هر سال تکرار می شه و ما نیز با اون تکرار می شیم...

 

روز شنبه بود که اونو دیدم ، اما روزش چه فرقی می کنه، مگه فقط شنبه ها این اتفاق می یفته؟ مگه اتفاقی افتاده؟ مگه طوری شده؟ یه دختری خودشو فروخته ، همین! من که یه پسرم، به من چه ربطی داره؟ فقط به خاطر اینکه من این صحنه رو از نزدیک دیدم یه کم احساستم جریحه دار شد، بعد از چند روز همه چی عادی میشه، فراموش میشه، عادت میشه، فقط الکی سرمون رو تکون میدیم و میگیم : اه چه بد!!!

چه کسی میدونه بعد از اینکه من از اونجا رد شدم چه اتفاقی افتاد؟ مگه اتفاقی افتاده؟

چه کسی براش اهمیت داره بدونه چه دستایی پوست لطیف اون دختر رو لمس کرده؟ چه لبهایی کثیفی روی لبای سرخ اون قرار گرفته؟

اصلا مهم نیست کسی بدونه اون روز، اون شب، اون موقع، توی اون خونه چه اتفاقی افتاد؟

برای کی مهمه که بدونه چند نفر همزمان با اون دختر بودند؟ چند تا آشغال اون روز معصومیت اون دختر رو دریدند؟

اشکایی که اون می ریخت از خوشحالیش بود یا از درد؟

برای کسی مهم نیست تو اون لحظه ، تو اون خونه، کنار اون آشغالها، اون دختر چه احساسی داره؟

مگه اون دختر هم احساس داره؟ اگه داشت که نباید اون کارو می کرد!!!

 

اون لبهای سرخ را باید عشقی می بوسید.

عطر تن اون رو باید عشقی می بویید.

عریانی تن اون رو باید آغوش گرم عشقی می پوشوند.

گیسوان بلند و مشکی اون رو باید دست نوازشگر عشقی لمس می کرد.

در چشمان پاک و معصوم اون دختر ، باید چشمان پاک و مهربان عشقی نگاه می کرد.

حس غریبی است! روزگار غریبی است نازنین........، من خواهری ندارم و نمی دانم خواهر داشتن چه احساسی دارد و چگونه است. اما چه فرقی می کند؟ مگر باید خواهر داشت تا احساس کرد؟ مگر باید خواهری داشت تا مواظبش بود ، تا نگرانش بود، تا وقتی که دیر به خانه می آید دلمان برایش تنگ شود، تا دعایش کنیم که همیشه سلامت باشد، تا لبخندی را بر لبانش بنشانیم، تا تمام معصومیتش را در یک نگاه ببینیم.

پایتخت شهرم....کشور پایتختم......شهر میهنم...چه فرقی می کند که این کلمات پس و پیش هستند. اینجا جایی است که من ، تو و ما زندگی میکنیم. من از اینجا بدم می آید، از این شهر شلوغ ، کثیف، تاریک و خاکستری با آدمهای کوتوله ، آدمهای کوچک، آدمهایی که نظیرشون رو می تونی هر روز تو پاساژها و رستورانها و .... پیدا کنی. آدمهایی که لبخند می زنند!

امروز هنوز برف می بارد..........................می بارد اما، آرامتر و نرم تر و ریزتر

 **************************************************

 

(( وقتی تو گریه می کنی ))

امروز پنج شنبه.......

دیروز عید بود.........عید قربان............عیدی که باید تو اون قربانی کرد......هر روز ما روز قربان هست، روز قربانی کردن....روز کسانی که خودشون ، خودشون رو قربانی می کنند.....اونا گوسفند نیستند.......اونا انسانند.

 

آنها که به سر در طلب کعبه دویدند

چون عاقبه الامر به مقصود رسیدند

رفتند ، رفتند در آن خانه که بینند خدا را

بسیار بجستند خدا را و ندیدند

چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف

ناگاه ، ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند

که ای خانه پرستان ، که ای خانه پرستان

چه پرستید گل و سنگ

آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

 

این آهنگ رو تقدیم می کنم به تک تک قطره های اشک خواهرانم. به قلب شکسته اونها، اشک های پاک و مقدس، اشکهای معصومانه، اشکهای بی ادعایی که در تاریکی سرازیر می شه...اشکهایی که یک قطره از اونها می ارزه به کل زندگی من و ما....می ارزه به کل قربانی هایی که دیروز انجام شد ، کل عبادتها و حج رفتن و این تزویرها...........یک قطره از این اشکها رو به دنیایی از ثروت نمی دهم.

وقتی تو گریه می کنی.............شک می کنم به بودنم

 

Gm............................................Dm

وقتی تو گریه می کنی...............ثانیه شعله ور میشه

Dm.............................Cm.................Eb........................

گر می گیره بال نسیم...............گلخونه خاکستر می شه

Gm..............................................

وقتی تو گریه می کنی............ترانه ها بم تر می شن

Dm......................Cm..................Eb.........................

شمعدونی ها می ترسن و.........آیینه ها کمتر می شن

F...............................................Eb...........

وقتی تو گریه می کنی.............ابرای دل نازک شب

Dm...................

آبی میشن برای تو

F........................................Eb..................

ستاره ها می سوزن و.............مثل یه دسته رازقی

Gm..........................

پر پر میشن به پای تو

Cm.............................................G..

وقتی تو گریه می کنی.............غمگین میشن قناری ها

Eb

بد میشه خوندن براشون

Cm..........................................G

پروانه ها دلگیر میشن...........نقش و نگار می ریزه از

G......................Eb

رنگین کمون پراشون

Dm..........................................Bb

وقتی تو گریه می کنی............وقتی تو گریه می کنی

Gm

وقتی تو گریه می کنی

Gm...........................................Dm

وقتی تو گریه می کنی.............شک می کنم به بودنم

Dm..........................Cm...................Eb.......................

پر می شم از خالی شدن............گم میشه چیزی از تنم

Gm................................................

اسیر بی وزنی میشم................رها شده تو یک قفس

Dm..........................Cm...............Eb......................Dm

کلافه می شم از خودم.............خسته میشم از همه کس

 

وقتی تو گریه می کنی.............ابرای دل ...

 

راهنمای آکوردها :

Dm الگويش Am باره ۵

Gm الگويش Em باره ۳

Eb الگويش C باره ۳

Cm الگويش Am باره ۳

F الگويش C باره ۵

G الگويش E باره ۳

Bb الگويش E باره ۶

 

راهنمای ریتم 4/4 هشت ضربی :

برای شنیدن صدای ریتم 4/4 هشت ضربی روی اینجا کلیک کنید.

این ریتم از 8 ضرب تشکیل شده است که همگی دارای زمان مساوی چنگ می باشند و با انگشت i نواخته می شوند.

ضرب اول روی سیم های باس از بالا به پایین

ضرب دوم روی سیم های باس از پایین به بالا

ضرب سوم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب چهارم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب پنجم روی کل سیم ها از بالا به پایین به صورت آپوگادو (خفه کردن)

ضرب ششم روی سیم های زیر از پایین به بالا

ضرب هفتم روی سیم های زیر از بالا به پایین

ضرب هشتم روی سیم های زیر از پایین به بالا

*************************************

 

من به فکر خستگی های پر پرنده هام

تو بزن، تبر بزن

من به فکر غربت مسافرام

آخرین ضربه رو محکم تر بزن

آخرین ضربه رو محکم تر بزن

محکم تر بزن

پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤
تقديم - فريدون فروغی - کريسمس

تقديم به تو که بهترينی ...(البته با اجازه)

تو آن انعکاسی که با تو

همه چيز آبی است

و خورشيد تنها درختی است

که در آسمان می شکوفد.

 

پاينده و سرفراز باشی.

****////***************----------**********/////////*******

دعای سال نوی ميلادی ۲۰۰۶

خداوندا

صلح را

در هر کجا که جنگ و درگيری حاکم است

عشق را

در هر آنجا که نفرت حاکم است

و نور را

در هر کجا که تاريکی متولی است

برقرار دار.

*************************************

با سلام به همه دوستان خوب ومهربانم

یکی از دوستان عزیزم به نام نيما درخواست آهنگی از زنده یاد فریدون فروغی کرده بود.من هم برای این هفته آهنگ زیبای خاک با شعری از مسعود امینی و آهنگسازی و خوانندگی فریدون فروغی رو براتون می ذارم

شاید اون همیشه غایب تو باشی........تو اگه اومدنی نیستی بگو............اگه ما رو خواستنی نیستی بگو

در مورد فریدون فروغی باید بگم که من هم یکی از هزاران طرفدار این خواننده بی همتا هستم.در مورد او بعد از مرگش یا بهتر بگویم بعد از دق کردنش خیلی نوشتن اما به نظر من اون جزو معدود خوانندگان ایرانی هست که سبک خاص خودش رو داشت.سبکی که دیگه هیچکس نمی تونه اونو تکرار کنه و یا مثل خوانندهای پوشالی امروزی ازش تقلید کنه. وسعت و حجم صدای زنده یاد فروغی واقعا بی نظیر بود، کسی که تنها و یگانه یار همیشگی اش گیتارش بود ، کسی که خودش گیتار و پیانو و درام رو به خوبی می نواخت و شعر می گفت و آهنگسازی می کرد

یک نکته : بیست و هشتمین ترانه ای که فریدون اجرا کرد ترانه یار دبستانی ، ترانه محبوب دانشجویان و اصلاح طلبان در سالهای آخر بود.اما در هنگام نمایش فیلم به منصور تهرانی که شاعر و آهنگساز این اثر بود اعلام کردند که باید صدای فریدون را از این اثر حذف کند و برای منصور تهرانی نیز چاره ای نمی ماند که به جای فریدون از جمشید جم برای بازخوانی آهنگ استفاده کند، اما صدای فریدون کجا و این صدا کجا...

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

برای شنیدن صدای ریتم 6/8 اسلو راک شکل دوم روی اینجا کلیک کنید

اين آهنگ رو تقديم می کنم به هنگامه خانوم

****************************************************

C#m..................G#.................................................G#m.........C#m

تن تو نازک و نرمه، مثه برگ..............تن من، جون میده پرپر بزنه، زیر تگرگ

C#m..............G#7......G#.......B...............F#m........A...................G#m

دست باد، پر میده برگو، روهوا............اما من، موندنیم تا برسه، دستای مرگ

C#m......G#7......F#m.........C#7.........C#m....G#7..........F#m.......C#7..

نفسم، این خاکه، خون گرمم پاکه............نفسم این خاکه، خون گرمم پاکه

G#.......................F#m..............................B...............

من از تبار پاک آریایی...................قشنگترین قصیده رهایی

C#m...................A.............................................B.............C#m

هوای عشق تازه نیست، تو رگهام...........تن نمی دم، به رنگ کهربایی

C#m..................A........................................B...........

آه ، ها ها ها ، ها.......................ها ها ها ها ، ها ها ها ها

C#m......G#7........F#m........C#7.........C#m....G#7........F#m......C#7..

نفسم این خاکه، خون گرمم پاکه............نفسم این خاکه، خون گرمم پاکه

C#m...................................B............................

واسه رفتن دیگه دیره.................تن من اینجا اسیره

C#m......G#7........B...................F#m....................

خاک اینجا چه عزیزه.................عاشق قدیمی پیره

 

راهنمای آکوردها :

C#m الگویش Am باره 4

G#m الگویش Em باره 4

G# الگویش E باره 4

A الگویش E باره 5

F#m الگویش Em باره 2

B الگویش A باره 2

C#7 الگویش A7 باره 4

G#7 الگویش E7 باره 4

 

راهنمای ریتم 6/8 اسلو راک شکل دوم:

این ریتم همانند ریتم اسلو راک از 8 ضرب تشکیل شده است و تمامی ضرب ها را باید با انگشت i بزنید

ضرب اول روی کل سیم ها از بالا به پایین بدون آپوگادو با زمان چنگ

ضرب دوم سکوت با زمان دولاچنگ

ضرب سوم روی سیم های زیر از پایین به بالا با زمان دولا چنگ

ضرب چهارم روی سیم های زیر از بالا به پایین با زمان دولا چنگ

ضرب پنجم روی سیم های زیر از پایین به بالا با زمان دولا چنگ

ضرب ششم روی سیم های باس از بالا به پایین با زمان چنگ

ضرب هفتم روی سیم های زیر از بالا به پایین با زمان چنگ

ضرب هشتم روی سیم های زیر از بالا به پایین با زمان چنگ

************************************************

آواز خوان ما ، وقتی تو هنوز به دنیا نیامده بودی این کلمات سحرآمیز را به طلسم صدایش جاودانه کرده بود.تمام سالهای بعد ما گوش می کردیم و او در خانه محقرش در محله تهرانپارس، جایی دور افتاده در بزرگراه رسالت، کنج اتاقش کز کرده بود.دیگر صدایش یخ زده است اما هنوز در کوچه، کوچه شهر دل جاریست.

مرگ فریدون فروغی پایان راه نبود، این بخش از خاطرات ما، این صدای بی صدای آبروی ملت ما ، این عروج روحانی به واسطه اوج لذت بخش طنین ملودی و صدا، هرگز خاموش شدنی نیست، مردنی نیست: نفسم این خاکه........خون گرمم پاکه....

فریدون را در روستای قرقرک اشتهارد به خاک سپردند، جایی دور از پایتخت نامهربان ، در کنار برکه ای کوچک، در آستانه کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می کشید.تنها وصیت او این بود:

بگویید بر گورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت

ولی آن را نشناخت

مهربان بود

ولی مهر نورزید،

طبیعت را دوست داشت

ولی از آن لذت نبرد

در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود

ولی کسی بدان راه نیافت

در زندگی احساس تنهایی می نمود

ولی هرگز دل به کسی نداد

و خلاصه بنویسید:

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت

نه زندگی را برای زنده بودن...

هفته نامه یک هفتم-دی ماه81

جمعه ٢ دی ،۱۳۸٤
قالب جديد وبلاگم

 

با سلام به همه

همون طور که ملاحظه می کنيد وبلاگم قالبش عوض شده.

اين قالب جديد کار دوست خيلی خوب و عزيزم هنگامه خانوم هست.

خسته نباشی هنگامه خانوم و دستت درد نکنه.

برای اين هفته آهنگی نمی ذارم چون يه مقدار سرم شلوغه. اگه عمری باقی بود هفته ديگه آهنگ می ذارم.

 

ايام کريسمس و سال نوی ميلادی رو به همه عزيزان تبريک ميگم و آرزومندم که سال خوب و خوشی در کنار خانواده هاتون داشته باشيد.

اميدوارم که هيچکس غمگين نباشه

هيچکس تنها نباشه

هيچکس گرسنه نباشه

هيچ کودکی در حسرت لباس و غذای گرم نباشه

هيچکس بی پناه نباشه و تو خيابون نخوابه

هيچ جنگی نباشه

هيچکس ...

*********************************

 

از همه دوستان عزيزی که نظر ميدن و يا نمیدن متشکرم.

تبلیغات رایگان برای حرفه شما